معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢٨ - طنز - هاشمی سید ناصر
طنز
هاشمی سید ناصر
قورباغهات را زير دندانهايت لِه کن (١)
در اين مقوله ما ميخواهيم اعتماد به نفس شما را افزايش داده و هر چه بيشتر به موفقيتهاي مالي، شغلي و علمي نزديک کنيم. با خواندن اين ٥ يا ٦ بند ميتوانيد قورباغهي خود را زير دندانهايتان لِه و لورده کنيد و قشنگ قورت بدهيد... نهنه.... تف نکنيد.... قورتش بدهيد... بيرون نيندازيدش... حيوانکي قورباغه... اِاِاِ... پس پاي چپش کو؟
فصل اول: چگونه دلسوز و فعال فرهنگي باشيم؟
١- در ابتدا بايد تيپ خود را درست کنيد. اگر نظر بنده را بپرسيد، موي بلند و لباسهاي شلخته و پلخته بهتر است؛ ولي اگر عذر خانوادگي و شرعي داريد، ميتوانيد کتوشلوار و عينک با موي کوتاه را هم امتحان کنيد. آن هم جواب ميدهد.
٢- بايد منزوي و کمحرف باشيد و هر وقت خواستيد صبحت کنيد حرفهاي قلنبه و سلنبه بزنيد. اگر خودتان هم معني آن را نفهميديد، عيبي ندارد. فقط مواظب باشيد مردم چيزي از حرفهاي شما نفهمند. حرف هر چه قلنبهتر، فرهنگ بيشتر. مثلاً ميتوانيد از کلمات: رايانکيگز، اسطخودوس، خارشتر، الخاندرگنزالس، هوخشتره و... استفاده کنيد که تلفظشان سخت است.
٣- هر وقت صحبت ميکنيد به يک چيزي اعتراض کنيد و آن را به فرهنگ ربط بدهيد. مهم نيست آن چيز چه باشد. مثلاً ميتوانيد پاره شدن شلوار راهراه پدربزرگ را به ارج نگذاشتن دولت به ميراث فرهنگي بچسبانيد.
٤- سياسي حرف نزنيد که عاقبت ندارد، فقط فرهنگي. اگر جواب سؤالي را هم بلد نبوديد يا از موضوعي سر درنميآورديد، ميتوانيد بگوييد: من آن مسائل را فرهنگي نميدانم، يا: شما با اين حرفها ميخواهيد ذهن مردم را منحرف کنيد.
٥- حتماً يک عدد موبايل با کد ١ يا ٢ تهيه کنيد تا هر وقت، خانم، مادرخانم، خواهرخانم، مادر، خواهر، عمه و خاله تماس گرفتند، جواب بدهيد که: «بنده در يک جلسهي فرهنگي هستم.» و تأکيد کنيد که به احدي اطلاع ندهند. با اين روش خبرها به سرعت نور پخش ميشود.
٦- تبريک ميگوييم. شما تقريباً يک فعال و دلسوز فرهنگي هستيد. حالا ميتوانيد براي شرکت در جلسات مختلف، پولهاي کلان درخواست کنيد، ما هم تبليغ ميکنيم. ٦٠درصد ما، ٤٠درصد شما! (شرکت فعالسازان فرهنگي مشقاسم و همسر محترمه)
فصل دوم: چگونه خانمها ميتوانند رانندهي خوبي شوند؟
١- ابتدا بايد زور بزنيد و هر چه سريعتر خودتان را به سن قانوني برسانيد. چون خانمها هر ده سال، يکسال به سنشان اضافه ميشود، اين پروسه کمي طولاني خواهد شد (مثل مادرخانم بنده).
٢- با رسيدن به سن قانوني، سريع به يکي از مؤسسات راهنمايي و رانندگي در شهرستان رفته و در عرض يک هفته يک عدد گواهينامه تهيه کنيد. مديون هستيد اگر فکر کنيد اين کار مثل آب خوردن است. هيچوقت حريف را دستکم نگيريد (مثل مادرخانم بنده).
٣- به شوهر بدبخت يا به پدر و مادرتان فشار بياوريد که يک عدد ماشين براي شما ابتياع کنند. وقتي ماشين تهيه شد تازه تمرين رانندگي شروع ميشود. (مثل مادرخانم بنده).
٤- تا ميتوانيد در جاهاي پرت و ساعات خلوت به رانندگي بپردازيد؛ مثلاً ساعت ٣ بعدازظهر جادهي گُلدره در يکي از روستاهاي چاقچور تپّه و حومه. (مثل مادرخانم بنده).
٥- بعد از يک سال رانندگي ميتوانيد با احتياط وارد خيابانهاي شهر شويد و هر وقت هم تصادف کرديد، طرف مقابل را مقصّر بدانيد؛ حتي اگر تقصير شما بود و در آخر هم با اين بهانه که بچهام الآن مدرسهاش تعطيل ميشود و بايد سريعتر بروم، سر مردم را شيره بماليد. (مثل مادرخانم بنده).
٦- مُدام غُر بزنيد که مردم فرهنگ رانندگي ندارند و دولت جاده نميسازد و اينجا استعداد شما هرز ميرود و از اين حرفها.
٧- تبريک ميگوييم. شما به يک رانندهي تمامعيار تبديل شدهايد. حالا ميتوانيد ماشين اوراقي خود را براي تعمير به تعميرگاه ما بياوريد. با آوردن يکي از اين برگهها تخفيف هم به شما تعلق ميگيرد. (تعميرگاه مشقاسم و همسر محترمه)
فصل سوم: پسران جوان چگونه ازدواج کنند؟
١- در ابتدا از شما کار ميخواهند و شما هم که بيکار هستيد. اگر نبوديد، که نمينشستيد اراجيف بنده را بخوانيد. پس فعلاً بيکار هستيد و به اين راحتيها هم کاردار نميشويد. پس بايد به دانشگاه برويد و شغل شريف دانشجويي را براي خود انتخاب کنيد که آن هم در زمانهي ما از سلماني رفتن آسانتر شده و به تعداد موهاي سرتان دانشگاه و رشته وجود دارد؛ از هر نوعش که بخواهيد.
٢- حال وقت تحقيق رسيده. سعي کنيد از دختران دمبخت دانشگاه، تحقيقي به عمل بياوريد و مورد مناسب ترجيحاً کارمند و پدر پولدار دم موت و تک فرزند پيدا کنيد تا بلکه بتواند خرج شماي بيکار علّاف را بپردازد. اگر دوتايي دانشجو و بيکار باشيد، بايد هوا را تريد کرده ميل کنيد يا اينکه... نکند توقع داريد بنده خرج شما را بدهم.
٣- تا ميتوانيد به شيوهي «قول بده و عمل نکن» جلو برويد تا به اين اخلاق گندتان هم عادت کند و توقعش را پايين بياورد.
٤- سريع قول و قرار عروسي را بگذاريد و يک ازدواج دانشجويي کمخرج هم راه بيندازيد و سريع برويد خانهي بخت تا دخترهي بيچاره پشيمان نشده.
٥- تبريک ميگوييم. شما اکنون يک فرد متأهل و متعهد هستيد. از اين لحظه به بعد اگر مشکلي در خانواده داشتيد، ميتوانيد به ما مراجعه کنيد. (مرکز مشاورهي بعد از ازدواج مشقاسم و همسر محترمه)
فصل چهارم: چگونه يک فوتباليست شويم؟
١- در ابتدا بايد دو- سه مشت خاک را در زميني يا در حياط خانهيتان بپاشيد و از آن به عنوان زمين خاکي استفاده کنيد، و چند عکس هم با شورت ورزشي بيندازيد و به عنوان مدرک نگه داريد.
٢- به تمرين نياز نداريد. فقط سعي کنيد يک آشناي خوب پيدا کنيد (سوءتفاهم نشود. به هيچوجه منظورمان پارتي نيست). اين آشناي مناسب است که ميتواند حتي بدون آنکه ذرهاي استعداد فوتبالي داشته باشيد شما را مطرح کند.
٣- بعد از پيدا کردن آشنا، شما بالقوه فوتباليست شدهايد. حالا بايد به وضعيت ظاهريتان بپردازيد. سعي کنيد تا ميتوانيد لباسهاي خاص و متفاوت بپوشيد و موهايتان را هم طوري شانه کنيد که تا به حال هيچ کجا نديدهايد. هر چه خاصتر باشيد محبوبتر ميشويد.
٤- يک مصاحبهي مطبوعاتي راه بيندازيد و به عالم و آدم گير بدهيد؛ از سرمربي گرفته تا شلوار راهراه پدربزرگ و بگوييد که اينجا استعداد شما هرز ميرود و از اين حرفها...
٥- تبريک ميگوييم. اکنون شما يک فوتباليست درجهي ١ هستيد و ميتوانيد قراردادهاي کلان ببنديد و حالش را ببريد. حق دلالي بنده فراموش نشود. ميدانيد که ما دلالها هم حق و حقوقي داريم. (دلالي مشقاسم و شرکا)